دوره‌ی جدید دوهفته‌نامه نسیم کرمان در هشت صفحه، چهار صفحه رنگی و چهار صفحه سیاه و سفید، منتشر شد

نگاشته شده توسط اردشیر غفاربیگی مورخ سه شنبه 1393/06/25 |

احمد احمدی‌نژاد: قصه نجات کوه شاه مفصل است و خواندنی. یک کوه با ارتفاع بیش از 4000 متر در روستای تلخه چار در فاصله 15 کیلومتری شهرستان بافت که مردمانش دلشان به همین عظمت خوش است و صفایشان در همین بزرگی گره خورده.کوه شاه برای مردمان تلخه چار حکم همان ستون استواری را دارد که می شود به آن تکیه کرد و از موهباتش بهره برد.
اما این کوه دوست داشتنی همان‌گونه که برای مردم سرشار از نعمت آب و بارندگی است برای بسیاری از مردم دیگر که فرصت طلبند و سودایشان کسب ثروت است، نعمت هایی با سود هنگفت دارد و می تواند سرشار از زرق و برق های مادی برای سوداگران باشد. داستان از همین جا شروع می شود که افرادی از وجود سنگ آهن غنی در این کوه مطلع می شوند و تصمیم می گیرند تا تیشه به ریشه کوه افکنند.
آرامش و زندگی پر از صلح و صفای مردم و کوه به ناگاه پر از هیاهوی صدای گوش خراش ناشی از هجوم بولدزرها و ماشین های سنگین برای کند و کاوی غیر اصولی، رنگ می بازد و همه را در بحت و حیرت فرو می برد.
از یک سو مردم تلخه چار و اطراف ناراحت از دست دادن تکیه گاهشان و از سوی دیگر کوهنوردانی که نمی توانستند از دست رفتن پنجمین قله مرتفع ایران را به چشمان خود ببینند.
اما از سوی دیگر نیز سودای کسب ثروتی هنگفت چشمان سوداگران را کور و گوششان را کر کرده بود تا به اعتراضات وقعی ننهند و کوه را بکنند و بکنند تا برسند به آنچه که در اعماق نهفته بود.
بی توجهی به خواست مردم، سوداگران را به ناگاه با نهضتی برای آزادی کوه شاه مواجه کرد که شاید به خواب هم نمی دیدند. حرکتی که به جرات می توان آن را سرآغاز جنبش های مدنی زیست محیطی ایران قلمداد کرد که در یکصد سال اخیر نمونه آن وجود نداشته است.
نهضت رهایی کوه شاه با همت جمعی از کوهنوردان و فعالان محیط زیست کرمان و همراهی مردم، شور وشعور توامان گرفت تا جمعیتی بالغ بر دو هزار انسان در روستایی که به ندرت جمعیتش به هزار نفر می رسید در جوار کوه بزرگ، در اواخر شهریورماه 1392 برای آزادی اش هم سهم و هم قسم شوند.
صعود تاریخی مردم و کوهنوردان سراسر کشور به کوه بزرگ و نشستن در مقابل ماشین های صنعتی معدنکاوان، روح همدلی، اتحاد و استقامت را در کوه شاه طنین انداز کرد و معدن داران را از کرده خود پشیمان.
و این حرکت تاریخی سرآغازی شد برای نجات کوهی که رنگ رخسارش رنگ و بوی معدن گرفته بود.اعتراضات مردم و فعالان محیط زیست کم کم داشت به ثمر می نشست تا جایی که استاندار جدید که تازه سکان هدایت استان کرمان را به دست گرفته بود در نخستین جلسات کاری خود به این مسئله نیز پرداخت.

نگاشته شده توسط اردشیر غفاربیگی مورخ شنبه 1393/06/22 |

ضرب‌المثل شماره‌ی  یازده:

"خیرو شده خیرالله / قرمز گلی کتیده"

شرح: گویا شخصی بوده به نام خیرالله که در کودکی او را «خیرو» صدا می‌زدند. زمانه ورق می‌خورد و خیرالله وارد نظام می‌شود و روزی با درجه‌های نظامی و با غرور وارد محله یا ده یا آبادی می‌شود. فردی همانند گدشته او را خیرو صدا می‌کند. مادر خیرالله از این ندا آشفته می‌شود و فرد را نهیب می‌زند که او دیگر خیرو نیست خیرالله است و منظورش هم از «قرمز گلی کُتیدن» همان نصب کردن درجات نظامی است. باری، این ضرب‌المثل اشاره به افرادی دارد که در گذر زمان تغییر می‌کند اما ذات‌شان همانست که بود. 

نگاشته شده توسط اردشیر غفاربیگی مورخ دوشنبه 1393/06/10 |

یکی از اصطلاحات معمول و بامعنی و پرکاربرد کرمانی، اصطلاحی است تحت عنوان: «کُتِ فتنه». کت در لهجه‌ی کرمانی به معنی سوراخ است. حال بعضی‌ها معتقدند که کت، سوراخی است که ته ندارد. مثل سوراخی که توسط میخ در دیوار ایجاد می‌شود. وقتی کت با کلمه‌ی فتنه همراه می‌شود معنی منبع به خود می‌گیرد. در حقیقت کت فتنه به شخصی اطلاق می‌شود که در انجام «دو بهم زنی» تبحر بالایی دارد. در همین زمینه عبارت «کُتِ فیلم» را هم داریم که به اشخاص مجلس‌گرم‌کن اطلاق می‌شود. کسانی که وقتی کنارشان می‌نشینی از خنده روده‌بر می‌شوی.

کرمان‌ها در خصوص کلمه‌ی کت پیشوندها و پسوندهای زیادی دارند که هر کدام فلسفه‌ای برای خود دارند.

نگاشته شده توسط اردشیر غفاربیگی مورخ یکشنبه 1393/06/02 |
میزی برای کار،
کاری برای تخت،
تختی برای خواب،
خوابی برای جان،
جانی برای مرگ،
مرگی برای یاد،
یادی برای سنگ،
این بود زندگی... حسین پناهی

و چقدر زیبا محسن چاوشی همین چند خط را اجرا کرده است.

دانلود آهنگ این بود زندگی محسن چاوشی

 

نگاشته شده توسط اردشیر غفاربیگی مورخ سه شنبه 1393/05/21 |