این پرنده‌ی زیبا اما زخمی که در دامنه‌ی کوهستان‌های اطراف کرمان پیدا شده، هم‌اکنون تحت مداواست و قرارست به زودی به دامان طبیعت بازگردد.

نگاشته شده توسط اردشیر غفاربیگی مورخ سه شنبه 1393/07/08 |

منتشر شده در نشریه پاسارگاد

خبر رسیده است که گویا آقای پراید قصد دارد در سال 1396 بازنشسته شود و از صحنه‌ی حرفه‌ای خودروسازی کنار رود. برای روشن شدن اذهان عمومی با ایشان گفت‌گویی انجام داده‌ایم که در زیر می‌خوانید:

 □ جناب آقای پراید! چه شد که به فکر خداحافظی افتادید؟

با سلام. بنده قویاً تکذیب می‌کنم این خبر رو و از همین‌جا اعلام می‌کنم که با تمام قدرت به کارم ادامه خواهم داد. این‌قدر ادامه خواهم داد تا هر ایرانی در کنار هر خودرویی که سوار می‌شود یک پراید اضافه هم به‌صورت آلترناتیو در منزلش داشته باشد. هر چند معتقدم کسی که با پراید پیوند خورد دیگر با هیچ برند دیگری پیوند نخواهد خورد جانم!

□ پس این اخباری که منتشر شده است از کجا نشئت گرفته؟

این اخبار رو کسانی منتشر می‌کنند که چشم دیدن من و افرادم را ندارند، جانم. بدخواهانی که نمی‌توانند ببینند که پراید یکه‌تاز خیابان‌ها و جاده‌هاست. شما به هر خیابانی که بروید از هر پنج خودرویی که عبور می‌کنند چهارتای آن‌ها پراید است جانم. این یعنی محبوبیت! یعنی عشق! عشق به پراید در رگ و استخوان مردم این دیار رسوخ کرده است.

□ شاید دلیل استقبال از پراید، قیمت پایین آن نسبت به سایر خودروها در بازار است؟

آیا متوسط قیمت هر کدام ار مدل‌های پراید از قرار 200 میلیون ریال از نظر شما قیمت پایینی است جانم؟ اگر این‌طور است من دیگه حرفی ندارم!

□ آخر خیلی‌ها می‌گویند همین قیمت هم بالاست! می‌گویند با هفت هشت میلیون تومان می‌توان قطعه خرید و یک پراید را جمع کرد!

می‌شود؟ خوب حتماً می‌شود! شما برو جمع کن جانم! پهنش کردیم بیلی شد، درازش کردیم کِلِندی شد.

□ آقای پراید! هر روزه اخبار ناگواری از حوادث جاده‌ای و خیابانی به گوش می‌رسد که دل همه را به در می‌آورد. نظر شما در این‌باره چیست؟

کدام حوادث جانم؟

□ مثلا: تصادف وانت و پراید یک کشته و 8 زخمی بر جای گذاشت، تجاوز به چپ راننده پراید پنج مجروح و کشته برجای گذاشت، برخورد پراید با کامیون 3 کشته و زخمی داشت، برخورد شدید خاور با پراید و بسیاری موارد دیگر.

شما خودت برو به تیترهای که آوردی توجه کن جانم! پراید و وانت، پراید و کامیون، پراید و خاور! چرا همیشه پراید باید مظلوم واقع شود؟ به‌خاطر نجابت ماست که هر کسی که از راه می رسد از آن سوءاستفاده می‌کند! یا می‌فرمایید تجاوز به چپ راننده! خوب این وسط پراید چه گناهی دارد جانم؟ شما برو رانندگی خودت رو درست کن! برو خیابان‌هایت را درست کن! حتماً چاله‌های خیابان هم مقصرش ما هستیم. یا خیابان‌های تنگ و دوطرفه و شلوغ! برو جاده‌هایت را درست کن! حتماً مقصر این‌که جاده‌های غیراستانداردند بازم ما هستیم جانم!

□ یکی از موارد دیگری که همیشه درباره‌ی آن بحث می‌شود امنیت پراید است. در حقیقت پراید خودروی محبوب سارقان محسوب می‌شود. نظر شما دراین باره چیست؟

اول این‌که ما خوشحال هستیم که در جای‌جای دل همه‌ی اقشار جامعه جا داریم مخصوصاً قشر زحمت‌کش سارق. دوم این‌که شما بیا این 20هزار تومان را بگیر جانم و برو برای پرایدت یک قفل فرمون بخر که از دست سارقین در امان بماند. این‌قدر هم فرافکنی نکن و دعا کن که ما هستیم و قصدی هم نداریم که برویم و هم‌چنان به مردم این خاک سواری خواهیم داد.

□ ولی هنوز سوالات من تمام نشده است!

وقت بنده ولی تمام شده است جانم! زیرا در فکر تولید محصول جدیدی از پراید هستیم با یک نام بامسما! بله جانم! 

نگاشته شده توسط اردشیر غفاربیگی مورخ دوشنبه 1393/06/31 |

دوره‌ی جدید دوهفته‌نامه نسیم کرمان در هشت صفحه، چهار صفحه رنگی و چهار صفحه سیاه و سفید، منتشر شد

نگاشته شده توسط اردشیر غفاربیگی مورخ سه شنبه 1393/06/25 |

احمد احمدی‌نژاد: قصه نجات کوه شاه مفصل است و خواندنی. یک کوه با ارتفاع بیش از 4000 متر در روستای تلخه چار در فاصله 15 کیلومتری شهرستان بافت که مردمانش دلشان به همین عظمت خوش است و صفایشان در همین بزرگی گره خورده.کوه شاه برای مردمان تلخه چار حکم همان ستون استواری را دارد که می شود به آن تکیه کرد و از موهباتش بهره برد.
اما این کوه دوست داشتنی همان‌گونه که برای مردم سرشار از نعمت آب و بارندگی است برای بسیاری از مردم دیگر که فرصت طلبند و سودایشان کسب ثروت است، نعمت هایی با سود هنگفت دارد و می تواند سرشار از زرق و برق های مادی برای سوداگران باشد. داستان از همین جا شروع می شود که افرادی از وجود سنگ آهن غنی در این کوه مطلع می شوند و تصمیم می گیرند تا تیشه به ریشه کوه افکنند.
آرامش و زندگی پر از صلح و صفای مردم و کوه به ناگاه پر از هیاهوی صدای گوش خراش ناشی از هجوم بولدزرها و ماشین های سنگین برای کند و کاوی غیر اصولی، رنگ می بازد و همه را در بحت و حیرت فرو می برد.
از یک سو مردم تلخه چار و اطراف ناراحت از دست دادن تکیه گاهشان و از سوی دیگر کوهنوردانی که نمی توانستند از دست رفتن پنجمین قله مرتفع ایران را به چشمان خود ببینند.
اما از سوی دیگر نیز سودای کسب ثروتی هنگفت چشمان سوداگران را کور و گوششان را کر کرده بود تا به اعتراضات وقعی ننهند و کوه را بکنند و بکنند تا برسند به آنچه که در اعماق نهفته بود.
بی توجهی به خواست مردم، سوداگران را به ناگاه با نهضتی برای آزادی کوه شاه مواجه کرد که شاید به خواب هم نمی دیدند. حرکتی که به جرات می توان آن را سرآغاز جنبش های مدنی زیست محیطی ایران قلمداد کرد که در یکصد سال اخیر نمونه آن وجود نداشته است.
نهضت رهایی کوه شاه با همت جمعی از کوهنوردان و فعالان محیط زیست کرمان و همراهی مردم، شور وشعور توامان گرفت تا جمعیتی بالغ بر دو هزار انسان در روستایی که به ندرت جمعیتش به هزار نفر می رسید در جوار کوه بزرگ، در اواخر شهریورماه 1392 برای آزادی اش هم سهم و هم قسم شوند.
صعود تاریخی مردم و کوهنوردان سراسر کشور به کوه بزرگ و نشستن در مقابل ماشین های صنعتی معدنکاوان، روح همدلی، اتحاد و استقامت را در کوه شاه طنین انداز کرد و معدن داران را از کرده خود پشیمان.
و این حرکت تاریخی سرآغازی شد برای نجات کوهی که رنگ رخسارش رنگ و بوی معدن گرفته بود.اعتراضات مردم و فعالان محیط زیست کم کم داشت به ثمر می نشست تا جایی که استاندار جدید که تازه سکان هدایت استان کرمان را به دست گرفته بود در نخستین جلسات کاری خود به این مسئله نیز پرداخت.

نگاشته شده توسط اردشیر غفاربیگی مورخ شنبه 1393/06/22 |

ضرب‌المثل شماره‌ی  یازده:

"خیرو شده خیرالله / قرمز گلی کتیده"

شرح: گویا شخصی بوده به نام خیرالله که در کودکی او را «خیرو» صدا می‌زدند. زمانه ورق می‌خورد و خیرالله وارد نظام می‌شود و روزی با درجه‌های نظامی و با غرور وارد محله یا ده یا آبادی می‌شود. فردی همانند گدشته او را خیرو صدا می‌کند. مادر خیرالله از این ندا آشفته می‌شود و فرد را نهیب می‌زند که او دیگر خیرو نیست خیرالله است و منظورش هم از «قرمز گلی کُتیدن» همان نصب کردن درجات نظامی است. باری، این ضرب‌المثل اشاره به افرادی دارد که در گذر زمان تغییر می‌کند اما ذات‌شان همانست که بود. 

نگاشته شده توسط اردشیر غفاربیگی مورخ دوشنبه 1393/06/10 |