آن مرد الاغ مایه

کاریکاتور بابک زنجانی

هشتم بند

در باب بابک

در این دیارِ که به گفته‌ی بسیاری از مردمان، سرزمینی است که پول‌ها را بر زمین ریخته‌اند تا خلق بجمعند(1) و بجیبند(2) و بلذتند(3) و بحالند(4) و بکیفند(5)، این‌که چرا عده‌ای بمانده‌اند بی‌پول و بی‌مایه خود پرسشی است بی‌جواب!

در درون کیسه‌ام(6) کک با گدوسک(7) / شاد و خوشحالند و  پشتک می‌زنند

و اما راویان چنین می‌حکایند(8) که آن مرد لاغراندام و الاغ‌مایه(9) با موهایی به رنگ زرد و خرمایی و متخصص جمعیدن پول‌های بر زمین ریخته شده، چون پایش به محکمه‌ی قاضی برسید چنان نطقی کرد که همه‌ی حضار، به گواه جمع کثیری از ایشان، هیچ از حرف‌هایش نفهمیدند و به همین دلیل انگشت بر دهان ماندند. مخصوصاً آن‌جا که گفت: «به دلیل تحریم‌ها مجبور شدم با عنوان ضمانت ملک ایران‌زمینم را به مبلغ یک هزار و ۷۶۰ میلیارد تومان به نام شرکت الف انتقال قطعی دهم که دفترخانه ۱۰ میلیارد تومان از من پول گرفت و ۲۰۰ میلیون تومان حق‌الثبت واریز کردم و ۲ میلیارد تومان هم اداره حقوقی وزارت نفت دریافت کرد که یکی از کارشناسان آنها برای تعیین نرخ زمین در منطقه ایران‌زمین یکی از وزرای سابق نفت بود.» و چون حضار چیزی از این اعداد و ارقام ندرکیدند(10) ره خویش گرفتند و به بیابان گریختند!

بابک زنجانی‌ام؛ جیبم پر از پوند و دلار / خودروانم مازراتی و فرراری، جاگوار

گرچه در زندانم و کوته شده دستم ز پول / خارج از زندان، غمی نی؛ مایه دارم بی‌شمار

  1. بجمعند: جمع کنند

  2. بجیبند: در جیب گذارند

  3. بلذتند: لذت ببرند

  4. بحالند: حالش را ببرند

  5. بکیفند: کیف کنند

  6. کیسه‌: در زبان شیرین کرمانی به معنی جیب

  7. گدوسک: نوزاد شپش (در همان زبان شیرین کرمانی)

  8. می‌حکایند: حکایت می‌کنند

  9. الاغ‌مایه: خرپول

  10. ندرکیدند: درک نکردند

منتشر شده در پاسارگاد

تاسوعای حسینی 94 - کرمان - جوپار